تبليغاتX
وبلاگ عشق و دوستی(دوستانه) بیاداخل نترس

وبلاگ عشق و دوستی(دوستانه) بیاداخل نترس

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

آخرين نفس

 

خیال کردم یه عمربامن می مونه

 

گمون کردم واست یه هم زبونه

 

 نگفته بود,پی یه عشق دیگست

 

تا,تحقیربشم ودل بسوزونه

 

نگفت به فکرفرصتی دوبارست

 

برای دل بریدن فکرچارست

 

نگفت به فکرتحقیرنگامو

 

شکستنه غروری پاره پارست

 

حالا به مرگ من راضی نمیشه

 

می خوادجون بکنم واسش همیشه

 

به اون ظالم بگین , نفرین این دل

 

تازندم به راه زندگیشه

 

 

 

درسته کولیو بی کس وکارم

 

ولی واسه خودم خدایی دارم

 

برای دیدن روزعذابت

 

دارم ثانیه هارو می شمارم

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 0:5  توسط صادی  | 

از کجا می آیی؟

به باغ میروم

           دستم زبان گل خواهد شد

                       به دریا میروم

                            شاخه نرگس را بهآب میدهم

   نفسهایم بادبان گل خواهند شد

              و تو یادگاری خواهی داشت این چنین

                                از جنس نفس

   

  از کجا میایی؟

         چرا اینگونه صدایم می زنی

                 سکوتم در فریاد تو جان میگیرد

                          از کجا میایی؟

                                    جاده ها خاک ندارند

                                              تا چهره خاک آلودت را بوسه زنم

                                                        از کجا میایی؟

   آسمان خالی ازباران است

              تا چشمان نمورت را

                      با انگشتان عشق خشک کنم

                                از کجا میایی ؟

                                        از کجا؟

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 15:44  توسط صادی  | 

بی تو مهتاب

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

  همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

 شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم

  آن عاشق ديوانه که بودم در نهان خانه جانم

  گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر

 صد خاطره پيچيد يادم آمد شبی با هم از آن

       کوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته

     گشتيم ساعتی بر لب آن جوی نشستيم آسمان

صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام

 خوشه ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست

 براورده به مهتاب يادم آمد تو به من گفتی از

 اين عشق حذر کن لحظه ای چند بر اين آب

    نظر کن آب آيينه عشق گذران است تا فراموش

     کنی چندی از اين شهر سفر کن با تو گفتم حذر

       از عشق ندانم نتوانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم

    نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون

       کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه

رميدم نه گسستم باز گفتم که تو صيادی و من آهوی

دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر

از عشق ندانم نتوانم يادم آمد که دگر از تو جوابی

 نشنيدم پای در دامن اندوه کشيدم نگسستم نه رميدم

 رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی

دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی ديگر از آن کوچه

گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 12:20  توسط صادی  | 

تفاوت دوست واقعی با دوست معمولی

                           

 

                                                              

دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.

دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.             

دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.

دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.

دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.

دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.

دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.

دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟

دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.

دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.

دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.

دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.

دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.

دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.

دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند

                                

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 19:29  توسط صادی  | 

امروز با نانسی حال کن تا بعد

ترانه ی احساسی جدید نانسی عجرم

 

نانسی عجرم 

 

دانلود ترانه : احساسی جدید

 

دانلود کلیپ تصویری : احساسی جدید

 

تقدیم به : همه ی طرفداران نانسی عجرم

 

ترجمه از : هلنای عزیزم

 

الاغنیه : احساس جدید

معنی : حس تازه ای

المغنیه : نانسی عجرم

شاعر : فارس اسکندر

آهنگساز : سلیم سلامه

آلبوم : یا طب طب

کشور : لبنان

 

نانسی عجرم


إحساس جدید بقلبک بیزید
حس تازه ای در قلب تو در حال افزون شدن است
بتحسه کل ما بتتطلع فیی
و تو هر وقت که به من نگاه می کنی دچار این حس می شوی

 

انک عطول فیی مشغول
تو گرفتار من هستی و همیشه به من فکر می کنی
کتیر بتشتاق لی و بتموت علیی
و دلت بسیار برای من تنگ می شود و جانت را برای من فدا می کنی

 

أنا ما بدی تقلی کلام
من نمی خواهم که تو حرفی به من بزنی
یدوب قلبی حنین و غرام
حرفی که باعث شود قلب من از شدت مهربانی و عشق آب گردد

 

بیکفینی تقلی بحبک
تنها کلمه دوستت دارم از زبان تو کافیست
هیدی الکلمة بتقتلنی
این کلمه وجود من را به آتش می کشد

 

حدی بیکون قلبک مجنون
قلب تو در کنار من به مرز دیوانگی می رسد
حتى نظرات عیونک مجنونة
حتی نگاه چشمان تو نیز همچون دیوانگان می شود

 

بیعز علیک ترف بعینیک
برای تو سخت است که حتی برای یک لحظه مژه برهم بگذاری
و تمرق شئ لحظة و ما تشوف عیونی
اگر که لحظه ای سپری شود و تو در آن به چشمان من ننگری

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 21:53  توسط صادی  | 

شادمهر عقیلی

 

 

بیو گرافی شادمهر

شادمهر عقیلی هفتم بهمن ماه سال 1351 در یک خانواده شش نفره در تهران متولد شد . از بچگی به نوازندگی علاقه داشت و با پیانو شروع کرد ولی بعد ویلن را بعنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد.

شادمهر آهنگسازی می کرد و نواختن ساز را از هر کاری بیشتر دوست داشت. ساز های تخصصی وی پیانو ، گیتار و ویلن بوده و در نواختن ویلن تبحر خاصی دارد.
از 1376 وارد واحد موسیقی صدا و سیما شد و در آنجا مشغول به کار شد ولی کارهای او برای کسب مجوز مشکل داشتند . بعنوان اولین کار «معبود» را اجرا کرد و بعد از آن «بهار من» اولین کاست او بود . بهار من کاست بدون کلامی بود که شادمهر  نوازندگی پیانو ،گیتار و ویلون را در آن بعهده داشت .
بعد از آن کاست «مسافر» به بازار آمد و تحولی در موسیقی پاپ کشور ایجاد شد که آثار آن برای همیشه به جا ماند . بعد از آن کاست «دهاتی» منتشر شد و باعث نمایان شدن فرق بین کارهای شادمهر و دیگران شد . در این راه همیشه مشکلات بسیار زیادی سر راه او قرار داشت و گرفتن مجوز برای کاری که نام شادمهر روی آن باشد مشکل شد ، با وارد شدن شادمهر به سینما محبوبیت او صد چندان شد . او در دو فیلم سینمایی« پر پرواز و شب برهنه» بازی کرد و خود را در عرصه بازیگری هم مورد امتحان قرار داد . بازی در این فیلم ها باعث افزایش حساسیت روی کارهای وی شد . پس از آن ، دو سال گرفتن مجوز برای کاست بعدی یعنی« آدم و حوا » ادامه پیدا کرد و شادمهر که دیگر عرصه را برای کار تنگ می دید رهسپار دیار غربت شد تا کسی نتواند جلوی پیشرفت او را  سد کند و  قصه پر پرواز را در زندگی خود تکرار کرد . شاید پر پرواز زنگ خطری بود برای آنهایی که اجازه راحت کار کردن را از امثال شادمهر سلب می کنند.

عاشق بازی بهروز وثوقی / کم غذا و تحت تاثیر محبت های مادرش / عاشق اتومبیل بی ام و شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) / حساسیت بیش از حد نسبت به دندان هایش / کم حرف / عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست / ماهی یک بار به شمال می رفت/ آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت/خواننده محبوب : ریکی مارتین / نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته / روزی 1 یا 2 بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند / هیچ گونه هدف و یا قصد باز گشت ندارد

لازم به ذکر است آلبوم های : "قسمت (آخرین بار)" ، "تلافی" و "دوری و پشیمانی" متعلق به شادمهر عقیلی نمی باشد 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 13:5  توسط صادی  | 

دل من

سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خسته

 

یادت نمی یاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم

 

با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم

 

نشکن دلمو بخدا اهم می گیره دامنت وعاقبت یروز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کارت این دل عاشق شب و روز

 

دیوونه نکن دلم و اهم می گیره دامنت عاقبت یروز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کارت این دل عاشق شب و روز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 12:47  توسط صادی  | 

آهنگ جدید عید اومده از شهرام صولتی . شهره . هلن و شهیاد

 

آهنگ جدید عید اومده   از شهرام صولتی . شهره . هلن و شهیاد                  

                                                   عید اومده

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 12:32  توسط صادی  | 

شادمهر عقیلی وآهنگ جدید سبب

آهنگ جدید سبب از شادمهر عقیلی

                                                       سبب

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 12:18  توسط صادی  | 

کامران و هومن را عشقه

کامران و هومن(عشق من)

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 12:27  توسط صادی  | 

اینم چند تا عکس هندی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 17:47  توسط صادی  | 

غروب عاشقی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 16:53  توسط صادی  | 

ساز غمگین من

ساز غمگین

 
 
ساز غمگین و غریب من
آشنای بی نصیب من
چو یک کبوتر آواره
بگیرمت به دامن
تو را نمی شناسد اینجا
کسی به جز دل من
همزبان دل
ساز غمگینم
من حکایتها در تو می بینم
 
قصه پرداز جدایی ها
ای زبان آشنایی ها
صدای گریه آلودم را
به گوش خسته بسپار
تو با دل شکسته امشب
دل مرا نگهدار
همزبان دل
ساز غمگینم
من حکایتها در تو می بینم
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 16:34  توسط صادی  | 

غربت تنهایی من

                  

                  غربت تنهایی من

آری ، یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم …

او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من است…

او همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من است…

یکی را دوست میدارم …آری ، او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است …

قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساست پاک قلبم میباشم…

یکی را دوست میدارم ،

همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم آمد و مرا با

خود به دشت دوستی ها برد…او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش

مرا به اوج آسمان آبی برد و مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کرد…

یکی را دوست میدارم ،

همان کسی که هر شب برایم قصه لیلی و مجنون در گوشم

زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد …

یکی را دوست میدارم ، همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به من

آموخت…اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم …

او مثل ابر بهار زود گذر نیست ،

او برایم مانند یک آسمان است که همیشه بالای سرم

می باشد…آسمانی که زمانی ابری می شود

چشمهای من هم از دلگیری او بارانی می شود…

آری ، تو برایم مانند همان آسمانی…یکی را دوست میدارم ،

او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است…

پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم ،

بمان و تسلیم احساسات پاک من باش…

می خواهم با تو تا آخرین نفس بمانم....

می مانم تا زمانی که خون عشق در رگهای من جاری است .....


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 14:23  توسط صادی  | 

سهراب سپهری

نام شعر : مرگ رنگ

رنگي كنار شب
بي حرف مرده است.
مرغي سياه آمده از راههاي دور
مي خواند از بلندي بام شب شكست.
سرمست فتح آمده از راه
اين مرغ غم پرست.

در اين شكست رنگ
از هم گسسته رشته هر آهنگ.
تنها صداي مرغك بي باك
گوش سكوت ساده مي آرايد
با گوشوار پژواك.

مرغ سياه آمده از راههاي دور
بنشسته روي بام بلند شب شكست
چون سنگ ، بي تكان.
لغزانده چشم را
بر شكل هاي درهم پندارش.
خوابي شگفت مي دهد آزارش:
گل هاي رنگ سر زده از خاك هاي شب.
در جاده هاي عطر
پاي نسيم مانده ز رفتار.
هر دم پي فريبي ، اين مرغ غم پرست
نقشي كشد به ياري منقار.

بندي گسسته است.
خوابي شكسته است.
روياي سرزمين
افسانه شكفتن گل هاي رنگ را
از ياد برده است.
بي حرف بايد از خم اين ره عبور كرد:
رنگي كنار اين شب بي مرز مرده است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 14:13  توسط صادی  | 

عشق 85اینجوری نباشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 14:7  توسط صادی  | 

عشق.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 0:17  توسط صادی  | 

دل غمگین من

 

سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خسته

 

یادت نمی یاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم

 

با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم

 

نشکن دلمو بخدا اهم می گیره دامنت وعاقبت یروز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کارت این دل عاشق شب و روز

 

دیوونه نکن دلم و اهم می گیره دامنت عاقبت یروز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کارت این دل عاشق شب و روز

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 21:38  توسط صادی  | 

غم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 23:39  توسط صادی  | 

به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست

خیلی وقتا شده آروم ... از کنار تو گذشتم

خیلی حرفا رو شنیدم اما انگار تو نبودی

اما انگار تو نبودی که ازم یهو گذشتی

روی حرفات پا گذاشتی بی خبر تنهام گذاشتی

اگه من پی تو بودم اگه عاشق تو موندم

اگه موندم بی تفاوت واسه بودن تو خوندم

اگه خواستم تو بمونی اگه گفتم مهربونی

آخه من جز تو ندیدم توی دنیا آسمونی

حالا باز منتظرم که یکی خبر بده بگه تو

باز من و می خوای بگی برگرد بگی تنهام !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 23:25  توسط صادی  |